به گزارش “نیمه دوم”، شاید کمتر صحنهای در فوتبال ایران بتواند اینقدر ضد همه تلخیهای یک باخت باشد. جشن اولین برد ذوب آهن در فولادشهر به پا شد اما فقط یک بازیکن این تیم در آن شرکت نکرد چون به قول خودش کار واجبتری داشت؛ صحبت از لحظهای است که بعد از سوت پایان، حسن پورحمیدی برادرش حسین را در منتهی الیه زمین میبیند که از دریافت یک گل لحظه آخری توان بلندشدن از زمین را ندارد. در واقع حسین از شوت فرشید شوکه است و حسن از دیدن ناراحتی حسین.
همین باعث شد تا برادر دوقلو جشن برد حیاتی را فراموش کند، سمت دروازه حریف برود و همتای همخانواده را دلداری دهد. سکانس هایی که خلق شد بهانهای جذاب به خبرنگار ما داد تا از دوقلوهای حمیدی اطلاعات متفاوتتری به دست بیاید.
مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید:
* چه شد که ذوب آهن را برای فصل جدید انتخاب کردید؟
بعد از اینکه فصل پیش توانستم خودم را احیا کنم چند پیشنهاد لیگ برتری گرفتم و بعد از مشورت با مدیر برنامهام ذوب آهن را انتخاب کردم. هم شهر اصفهان را دوست دارم و هم در تیم ذوب آهن شرایط لازم برای بازگشت من به لیگ برتر فراهم بود. ضمن اینکه کار با آقای ویسی نیز با توجه به اهوازی بودن ایشان هم لذت خودش را دارد.
* منتها پنج هفته سپری شده و هنوز بازی نکردهای.
28 هفته دیگر باقی مانده و مطمئن باشید در ترکیب اصلی هم قرار خواهم گرفت.
* از اینکه به لیگ یک رفتی پشیمان نشدی؟
نه اتفاقا تصمیم خیلی درستی بود. فصل پیش در سایپا از 29 بازی توانستم 21 کلین شیت داشته باشم و بهترین دروازهبان فصل شوم. البته که برای کلین شیت بخشی از ماجرا متعلق به دروازهبان است. انصافا ما خط دفاع خیلی خوبی داشتیم. جا دارد از آقایان رضا عنایتی، محمد رجب زاده و محمد صنایعی (مربی دروازهبانها) تشکر کنم که خیلی به من کمک کردند. در استقلال خوزستان فرصت بازی پیدا نکردم و رضا عنایتی توانست من را دوباره احیا کند. دست ایشان را میبوسم. این را هم بگویم که من زندگی کاملا حرفهای دارم؛ تمرین زیاد، تغذیه مناسب، شبها زود میخوابم و اگر سختی نمیکشیدم آن موفقیت به دست نمیآمد.
* رقابت با داود نوشی صوفیانی چطور است؟
آقا داود واقعا خوب کار میکند. باور کنید ما با هم رفیق هستیم و فضای رقابتی کاملا سالم بین ما برقرار است.
* این هفته در بازی با پیکان قسمت نشد با برادرت تقابل داشته باشی.
خیلی دوست داشتم این اتفاق بیفتد. منتها گلری سخت است وقتی یک از بازی قبل فیکس و خوب نباشی، یکهو به ترکیب اصلی بروی. ما دو سال پیش روبروی هم بازی کردیم؛ بازی استقلال خوزستان و تراکتور. جالب اینکه در آن بازی هر کداممان توپ میگرفت، آن یکی از آن طرف زمین با صدای بلند همدیگر را تشویق میکردیم. هر بار دیگر هم تقابل کنیم همین کار را خواهیم کرد.
* از شما دو برادر دوقلو کدامتان بزرگتر است؟
من سه دقیقه بزرگترم. به اندازه یکبار دویدن دور زمین (با خنده).

* اینکه هر دو نفر دروازهبان شدید هم جزو آن حسهای مشترک دوقلو بودن است؟
ما از 13 سالگی مدرسه فوتبال رفتیم. من گلر بودم اما حسین دفاع راست بود تا اینکه هر وقت نفس کم میآورد به من میگفت تو بیا مدافع تا من دروازهبان باشم. کم کم دید او هم استعداد خوبی دارد و این شد که هر دو تصمیم گرفتیم به دروازهبانی ادامه دهیم. من و حسین تمام احساسمان مشترک است؛ از نحوه خوشحال شدن، عصبانی شدن و … .
* این هفته پیکان روی گل لحظه آخری فرشید اسماعیلی باخت. حسین به خاطر آن گلی که دریافت کرد خیلی عصبانی بود. تو که سمتش رفتی چه دیالوگی بین شما برقرار شد؟
با سوت پایان همه بچه های ما رفتند خوشحالی کردند اما نگاه من سمت برادرم بود. تا دیدم از ناراحتی افتاد رفتم سمتش. به او گفتم بلند شو، فوتبال همین است، تو که مقصر نیستی، هر گلر دیگری هم بود نمیتوانست شوت فرشید را بگیرد. او میگفت این همه توپ گرفتم باید آخرین توپ گل شود؟ این صحبتهای ما بود. بالاخره فوتبال همین است.
* واکنش خانواده به این اتفاقات چطور بود؟
مادرم قبل از بازی زنگ زد گفت خدا کند هر دو بازی کنید که من گفتم نه مادر من روی نیمکتم. مادرم گفت پس حتما قبل از بازی بروی با حسین شوخی کنی که حالش خوب باشد. پدرم برای هر دو نفر ما خیلی زحمت کشیده ولی هنوز آنطور که باید جبران زحماتش را نداشتهایم. امیدوارم به زودی حق ایشان را هم ادا کنیم.
* چند برادر و خواهر هستید؟
چهار برادر هستیم و یک خواهر. البته دوقلوها فقط من و حسین هستیم. همه آنها ازدواج کردهاند جز من. من هم به زودی انشاالله متاهل میشوم.
* صحبت پایانی.
امیدوارم در بازگشت به لیگ برتر بتوانم به اهدافم برسم. از این بابت مطمئنم که اتفاق خواهد افتاد. تلاشم را میکنم و عجله نمیکنم. هدف همه ما کمک به ذوب آهن و رساندن این تیم به جایگاه شایسته است. با حمایت هواداران قطعا به این مهم میرسیم.
منبع: varzesh3


