به گزارش “نیمه دوم”، مهدی مهدیپور پس از سالهایی پراتفاق در استقلال، مصدومیتی سنگین، بازگشت دشوار، جدایی از جمع آبیها و تجربه کوتاه در نساجی، فصل گذشته پیراهن آلومینیوم اراک را پوشید. هافبک باتجربه فوتبال ایران که روزهای خوبی را در استقلال پشت سر گذاشت و یکی از مهرههای تأثیرگذار خط میانی آبیها بود، در بازی مقابل مس رفسنجان با پارگی رباط صلیبی روبهرو شد؛ مصدومیتی که به گفته خودش تلخترین اتفاق دوران ورزشیاش بوده است.
مهدیپور بعد از آن مصدومیت، نتوانست دوباره مسیر همکاری با استقلال را ادامه بدهد و در نیمفصل بعدی راهی نساجی شد؛ تیمی که در نهایت سقوط تلخی را تجربه کرد. او سپس با آلومینیوم اراک قرارداد بست تا دوباره زیر نظر مجتبی حسینی کار کند؛ مربیای که خودش میگوید در دوران جوانی به او اعتماد کرده و نقش مهمی در مسیر فوتبالیاش داشته است.
حالا در روزهایی که فوتبال ایران با بلاتکلیفی درباره ادامه مسابقات، وضعیت فصل آینده و حاشیههای مربوط به برخی باشگاهها روبهروست، مهدیپور درباره شرایط خودش، وضعیت آلومینیوم، خاطرات تلخ مصدومیت، جدایی از استقلال، سقوط نساجی و پیشبینیاش از تیم ملی در جام جهانی با خبرنگار نیمه دوم صحبت کرده است.
* از شرایط خودت بگو. الان مشغول چه کاری هستی و تمریناتت را انجام میدهی؟
الان تمریناتم را انجام میدهم و سعی کردهام تا جایی که میشود آمادگی بدنیام را حفظ کنم. با توجه به شرایطی که وجود دارد، وضعیت ایدهآل نیست، اما با تمرینات سنگینی که انجام میدهم، خدا را شکر بدنم را در بهترین شرایط چند سال اخیرم حفظ کردهام و از شرایط خودم خیلی راضی هستم. منتظرم ببینم فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ نهایتاً چه تصمیمی میگیرد. هر تصمیمی که گرفته شود، امیدوارم در آن لحظه از نظر بدنی در بهترین شرایط باشم تا بتوانم بهترین تصمیم را بگیرم و برای هر اتفاقی که پیش میآید، آماده باشم.
* در شرایط جنگ چطور توانستی آمادگی خودت را حفظ کنی؟

از وقتی این شرایط شروع شد، فکر میکنم در این سه، چهار ماه تقریباً هر روز تمرین داشتم. بعضی روزها دو نوبت تمرین میکردم؛ وزنه، تمرینات هوازی و دویدن را مرتب انجام دادم. خدا را شکر از نظر بدنی شرایط خیلی خوبی دارم و واقعاً از وضعیتی که الان دارم راضی هستم. در چند سال گذشته شاید هیچوقت به این اندازه از نظر بدنی آماده نبودم. با تمرینات بدنسازی، دویدن و حتی بعضی فعالیتهای تفریحی مثل والیبال، تنیس، فوتبالتنیس و پدل سعی کردم تا جایی که میشود شرایط آرمانیام را حفظ کنم تا برای هر تصمیمی که قرار است در یک ماه آینده گرفته شود، آماده باشم.
* اخبار نگرانکنندهای درباره واگذاری آلومینیوم اراک شنیده میشد. خبر جدیدی در این خصوص داری؟
اطلاعات زیادی درباره وضعیت باشگاه آلومینیوم ندارم، چون در یکی، دو ماه گذشته در اراک نبودم. فقط یک بار حضوری با آقای رجاییان، مدیرعامل باشگاه، صحبت کردم. تا جایی که من در جریان هستم، باشگاه از نظر مالی مشکلات زیادی داشته است. ظاهراً یکی، دو شرکت هم برای گرفتن باشگاه آمده بودند، اما با توجه به شرایطی که وجود داشت، باشگاه موافقت نکرد و فعلاً آلومینیوم در اختیار مجموعه فعلی میماند. چیزی که من میدانم و سعی کردم درباره آن اطلاع بگیرم، این است که امتیاز تیم آلومینیوم متعلق به شهر اراک و استان مرکزی است و نباید از این شهر و استان خارج شود.
* این شایعات درباره آلومینیوم چقدر روی روحیه تو و سایر بازیکنان تأثیرگذار بود؟
من شخصاً بیشتر از وضعیت آلومینیوم یا باشگاههای دیگر، نگران خود فوتبال هستم. الان نگرانی اصلی من این است که قرار است چه اتفاقی برای فوتبال ما بیفتد. ما هیچ اطلاعی نداریم که درباره لیگ گذشته، لیگ آینده، زمان شروع مسابقات و تصمیمات نهایی چه برنامهای وجود دارد. این سردرگمی و بلاتکلیفی واقعاً اذیتکننده است. هم من و هم خیلی از فوتبالیستها درگیر این وضعیت هستیم. به نظرم باید هرچه سریعتر تکلیف فوتبال مشخص شود و بعد درباره وضعیت آلومینیوم و سایر باشگاهها تصمیمگیری شود. این بلاتکلیفی شرایط آزاردهندهای ایجاد کرده و باید زودتر تعیین تکلیف شود که دقیقاً قرار است چه اتفاقی بیفتد.
* فصل حضور تو در آلومینیوم چطور بود؟ درباره کار با مجتبی حسینی هم توضیح بده.
دلیل اصلی حضور من در آلومینیوم، حضور آقای مجتبی حسینی بود. ایشان مربیای است که در جوانی به من اعتماد کرد و کمک کرد شرایط خوبی برایم به وجود بیاید. تصمیم گرفتم دوباره با ایشان کار کنم و از تجربیاتشان استفاده کنم. من خودم را مدیون آقا مجتبی میدانم و این را به خودشان هم گفتهام. فصل پرفرازونشیبی برای من بود.
در نیمفصل اول مصدوم شدم و فکر میکنم سه، چهار بازی را از دست دادم. ابتدای نیمفصل دوم هم در تمرین زمین خوردم و دستم از ناحیه آرنج شکست و چند هفته دیگر دور بودم. از این نظر فصل سختی داشتم، اما در مجموع کار کردن با مجتبی حسینی برایم اتفاق خوبی بود؛ هم از نظر بدنی و جسمانی و هم از نظر شرایط بازی. جدا از آن دو مصدومیت، احساس میکنم شرایط خوبی داشتم.
* چقدر از قراردادت با آلومینیوم باقی مانده و برنامه تو برای فصل بعد چیست؟
قراردادم با آلومینیوم تمام شده است. قراردادم یکساله بود و با پایان فصل به پایان میرسد. برای فصل جدید هنوز تصمیم خاصی نشنیدهام و واقعیت این است که اول باید ببینیم این وضعیت سردرگمی و بلاتکلیفی فوتبال برطرف میشود یا نه. هنوز برای خود من هم پایان فصل قبل به شکل کامل اتفاق نیفتاده، چون نمیدانیم قرار است چه تصمیمی گرفته شود. هرچه زودتر تکلیف لیگ و فوتبال مشخص شود، برای همه فوتبالیستها بهتر است؛ مخصوصاً برای بازیکنانی مثل من که قراردادشان با باشگاهشان تمام میشود و باید درباره آینده تصمیم بگیرند.

* کمی به گذشته برگردیم؛ مصدومیت لعنتی که باعث شد سرنوشت فوتبالی تو تغییر کند، آیا آن را بدترین اتفاق دوران ورزشیات میدانی؟
قطعاً، قطعاً بدترین اتفاق دوران ورزشیام همان مصدومیت بود. به نظرم بدترین اتفاقی است که میتواند برای هر فوتبالیست و ورزشکاری رخ بدهد. بعد از آن مصدومیت دوران بسیار سختی را پشت سر گذاشتم و خیلی اذیت شدم. حرفهای زیادی بود که میخواستم درباره آن مقطع بزنم، اما به خاطر خیلی از مسائل صحبت نکردم. اگر بخواهم در این ۱۰، ۱۵ سالی که در لیگ برتر بازی کردهام و حتی قبل از آن، بدترین اتفاق ورزشیام را انتخاب کنم، دقیقاً همان مصدومیتی است که در بازی با مس رفسنجان برایم اتفاق افتاد.

* بعد از بازگشت از مصدومیت چرا نتوانستی با استقلال همکاری ادامه بدهی؟
فصلی که مصدوم شدم، آخر فصل قراردادم با استقلال تمام میشد. وقتی مصدومیتی مثل پارگی رباط صلیبی برای یک بازیکن در هر باشگاهی در دنیا اتفاق میافتد، معمولاً باشگاه از نظر اخلاقی خودش را موظف میداند که با بازیکنش تمدید کند. همان زمان نمونههایی در باشگاههای بزرگ دنیا وجود داشت که بازیکنان مصدومشان را دو یا سه ساله تمدید کردند. انتظار من این بود که چنین اتفاقی در تیم خودم هم برایم رخ بدهد، اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد. خودم هم از نظر اخلاقی آدمی نبودم که این موضوع را پیگیری کنم و بگویم چرا با من تمدید نکردید. گفتم اشکالی ندارد، مصدومیتم برطرف میشود و وقتی به تمرینات تیم خودم برگردم شرایط بهتر خواهد شد. اما وقتی برگشتم، شرایط کاملاً عوض شده بود. وقتی من از مصدومیت برگشتم، متأسفانه آقای نکونام دیگر در استقلال نبود، آقای خطیر هم مدیرعامل باشگاه نبود و همه چیز تغییر کرده بود. آقای موسیمانه آمده بود و مدیریت باشگاه هم تغییر کرده بود و آقای سمیعی بود. چند بار با آقای موسیمانه صحبت کردم، ایشان اصلاً شرایط خاص و عجیب و غریبی داشت. این بنده خدا برخلاف برخی مربیان، دور و اطرافش را دلال نگرفته بود، بلکه خودش دلال بود! یعنی اتفاقاتی در آن زمان رخ داد و من به چشم دیدم، متوجه این داستان درباره موسیمانه شدم. به هر حال بعد از این همه سال بازی کردن و کسب تجربه درخصوص این مسائل، آدم متوجه میشود که چه اتفاقی رخ میدهد و موسیمانه بنده خدا خودش دلال بود! اینطور شد که وقتی من به تمرینات استقلال برگشتم، احساس کردم بستر بازگشت من به تیم فراهم نیست. من آدمی نبودم که بخواهم به هر قیمتی بمانم. اگر میخواستم به هر قیمتی در استقلال بمانم، راهش را بلد بودم که چه مسیری را بروم و خودم را چطور لینک کنم تا در تیم خودم بمانم، اما من آدمی نبودم که به هر قیمتی بخواهم در استقلال بمانم و شرایط طوری شد که مهدی مهدیپور از باشگاه جدا شد. هم آن زمان از این اتفاق ناراحت بودم و هم الان ناراحت هستم، باز هم میگویم واقعاً آن زمان شرایط خوبی در باشگاه وجود نداشت و همین باعث شد از تیم خودم جدا شوم.

* بعد از استقلال به نساجی رفتی، اما تجربه موفقی نبود. چرا نتوانستید نساجی را در لیگ برتر حفظ کنید؟
بعد از استقلال تصمیم گرفتم یک نیمفصل به نساجی بروم؛ باشگاهی ریشهدار و قدیمی که در آن مقطع به نظرم انتخاب درستی بود. از آقای ساکت الهامی تشکر ویژه دارم که به من اعتماد کرد. کاری که باشگاه خودم (استقلال) برایم انجام نداد، نساجی در حق من انجام داد و برای بازگشتم به من اعتماد کرد، من انتظار داشتم این اتفاق در باشگاه خودم برایم رخ دهد ولی اینطور نشد. از آقای حدادیان، مالک باشگاه نساجی، هم تشکر میکنم. ایشان انسان بسیار بزرگی است و در آن مقطع صحبتهای خوبی با هم داشتیم. به نظرم آن زمان بیشتر باشگاه نساجی تلاش کرد به من کمک کند تا اینکه من بتوانم به نساجی کمک کنم و از این بابت واقعاً ممنونشان هستم.

درباره سقوط نساجی، دلایل زیادی وجود داشت. برخی تصمیمات کلان مدیریتی اشتباه بود و شاید مقداری هم ضعفهایی بین بازیکنان بود. نمیخواهم همه چیز را گردن دیگران بیندازم و بگویم همه چیز تقصیر بقیه بود و ما هیچ نقشی نداشتیم. ما هم بخشی از آن اتفاق بودیم. من شخصاً در دوران فوتبالم همیشه در تیمهایی بودم که یا برای قهرمانی میجنگیدند، یا برای سهمیه، یا در شرایط بالای جدول بودند. چنین شرایط سختی را که تیم در خطر سقوط باشد، تجربه نکرده بودم. در این وضعیت، مدل فوتبال عوض میشود و حجم استرس برای بازیکن، مربی و مدیریت بسیار زیاد میشود. مثل باتلاق است؛ هرچه بیشتر دستوپا میزنی، بیشتر فرو میروی. شاید من هم آنطور که باید نتوانستم به نساجی کمک کنم و از این بابت از هواداران نساجی و باشگاه عذرخواهی میکنم. هنوز هم پیگیر نساجی هستم و خوشحالم شرایطشان خوب است و برای بازگشت به لیگ برتر تلاش میکنند. هواداری که من در آن شهر دیدم، واقعاً لیاقت دارد تیمش در لیگ برتر باشد و امیدوارم نساجی هرچه زودتر به لیگ برتر برگردد.

* پیشبینیات از عملکرد تیم ملی ایران در جام جهانی چیست؟
چیزی که من فکر میکنم این است که برنامه تیم ملی این باشد که نیوزیلند را در بازی اول ببرد و مقابل مصر حداقل یک مساوی بگیرد. بازی با بلژیک شرایط خاص خودش را دارد و به نظرم برای امتیاز گرفتن، بازی سختی خواهد بود. فکر میکنم هدف تیم ملی این است که چهار امتیاز بگیرد و با چهار امتیاز یا به عنوان تیم دوم، یا شاید با توجه به شرایط صعود تیمهای سوم، به مرحله بعدی برود. امیدوارم هر اتفاقی میافتد، باعث خوشحالی مردم شود و حال دل مردم خوب شود.
* و درباره تیم قهرمان چه نظری داری؟
درباره قهرمان هم چند تیم خیلی خوب داریم. فرانسه به نظرم خیلی قوی است، اسپانیا شرایط خوبی دارد و آرژانتین را هم خیلی خوب میبینم. اما تیمی که شاید خیلیها به آن دقت نکردهاند، پرتغال است. پرتغال تیم بسیار خوب و پرمهرهای دارد و اصلاً نباید از آن غافل شد. فکر میکنم پرتغال در این جام جهانی حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشد و شاید حتی بتواند قهرمان شود.
منبع: varzesh3


